و این سکوت
یعنی
معنی شعرهایم
چمدانش را بسته است
کلمات
مات
مبهوت
زل زده در سکوت
چمدانش را بسته است !!!

و چه سخت میشود نوشتن به هنگام وداع .....
این دفتر برایم پر از خاطرات قشنگی است که گاه با عطر دلتنگی جان میگرفت و گاه با عطر دیدار ....
واپسین سطرهایم را می نگارم ...
همچون دفتر خاطراتی که آخرین برگه هایش نوشته میشود ....
وقتی حکمرانی دل به سکوت سپرده میشود نوشتن دیگر آسان نیست ....
قصد سفر کرده ام .... پیش از اینکه رنگ سکوت دلم بیش از این به این دفتر پاشیده شود...

۱ : از تمام دوستان خوبم که در این مدت همراه و هم قدم من بودند سپاسگزارم
۲ : با لالایی باران ... دستی مرا تاب میدهد
۳ : خدانگهدار

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 16:40  توسط مسافر
|
چه زیباست گرمی دستانت
و چه گرم است زیبایی چشمانت
و چه چشم گیر است احساست
و چه بااحساس است طنین نگاهت
و چه طنین انداز است خاطره ها
خاطره های با تو بودن ....

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 16:11  توسط مسافر
|
امشب از آن شبهایی است که سکوت حرف اول را میزند
چه سخت و دشوار میگذرند لحظه ها به وقت انتظار
این روزها و شبها تکلیف دلم هجی کردن انتظار است در متن ثانیـــــــــــه ها ....
این روزها پیچک انتظار در قلبم با بغضهایم آبیاری شد و همراه با اشکــهایم قد کشید و رشد کرد...
دلم اسیر سکوت گشت و یا سکوت خو کرد به حکم انتظار ....
دلم میخواهد آنقدر سکوت کنم که شیشه ها ترک بردارند از صدای سکوتم
آنقدر سکوت کنم که جاده ها از نفس رفتن بیفتند ....
دلم این روزها دلداری میخواست .... دلم این روزها امید میخواست ...
در این برگریزان تاریخ ، من از تقویم سنگین ترم که میخواهم چشمان نیمه بازم را به روی دنیا ببندم
و خسته از لبریزی گفته های بی پایان بازهم سکوت را زمزمه کنم .
دیگر توانی برای جنگیدن نمانده ...
ــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ : چکه چکه باریدن دل من ، عین اشکـــــهایم تماشایی است ....
۲ : سرمشق حیات به من بدهید ! مدتیست از یاد برده ام ...
۳ : خیسی زیر بارانــــم آرزوست ...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 2:4  توسط مسافر
|
و سکوت ...
زیباترین آواز در سمفونی تنهایی
در اوج فرو رفتن در خویش
در اعماق قله رهایی
به هنگامی که دور است آشنایی که ببیند تو را
که برهاند تو را از قفس بغض
.
.
کاش گوشی صدای سکوتم را می شنید !!!

پ ن : میخواهم تا مدتی سکوت بر دنیایم حکمرانی کند .
پ ن : سفر بخیر عزیزم .
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 14:38  توسط مسافر
|