ღ چشمه اشک ღ
اینجایی که من هستم بوی باران می آید ، بوی عشق ........ گاهی با خودم فکر میکنم که روزهای بارانی روزهای عاشقاست ....... صدای باران را می شنوم . صدای قطره هایی که با بیتابی هرچه تمامتر خود را به شیشه اتاق می کوبند . امشب دل من نیز مثل این آسمان است ، بیتاب و بیقرار . به نیت باران چند لحظه ای پشت پنجره اتاق می ایستم ، و قطره های باران را به نظاره می نشینم. نمی دانم امشب چه خبر است ؟ نمی دانم چرا امشب آسمان نیز مثل من بارانی است ؟ شاید آسمان هم مثل من دلش گرفته است . شاید او نیز مثل من دلتنگ است و دلش هوای یار کرده است . شاید هم امشب باران برای آسمان یک بهانه است ؛ بهانه ای برای بوسه زدن بر خاک . امشب دوست دارم پای درد دل آسمان بنشینم حتی تا صبح . امشب ، شب قشنگی است زیرا گاهی آسمان میبارد و گاهی من .............

